بر چهل شد رمزی پایدار
بر چهل شد پیامبری مبعوث
بر چهل شد آغازی با پایان
بر چهل شد محمدی پیدا
بر چهل شد حقایقی آشکار
بر چهل شد خلقتی بر برهان
بر چهل شد خاتم "خاتم الانبیاء"
"آلسوداوآدونیا"
دلم تنگ شده برای دانشکده....
برای دانشگاه...
۲۳ اسفند ۸۵کجا؟و...
۱۹ فروردین ۸۶ کجا؟
البته نسبت به دفعات قبل و متناسب با رشته به خودمان تعطیلات ندادیم.![]()
اصلا امکان نداشت مناسبتی باشه و من و هم رشته ای هام قبل از بقیه ی رشته های دانشکده به عزم خانه به تعطیلات نرفته باشیم.
این دفعه پیش تمام استادها پاک آبرویمان رفت.همشون بهمون تیکه انداختن.استاد کامپیوتر کار داشت و ترجیح می داد سر کلاس نیاد.اصلا فکر نمی کرد ما سر کلاس حاضر شده باشیم.
استاد جامعه شناسی در حالیکه تو سالن دانشکده دنبال دانشجوهاش می گشت گفت اسم شمارو باید به عنوان دانشجویان مشتاق علم به تابلو اعلانات زد.شما واسه چی اومدین؟؟؟؟؟؟؟؟
یکی از بچه ها برای پس دادن کتاب به کتابخونه رفته بود:متصدی کتابخونه پرسیده بود شما مگر دانشجویان رشته ی فلان هستید که تا امروز دانشکده موندید.!!!!!!!!!!
واقعا خجالت کشیدیم.![]()
استاد زبان اختصاصی گفت هر چی باشه درس و دانشگاه از خونه تکونی آسونتره!!!!!!!![]()
خودمان را هزار بار نفرین کردیم.![]()
سر کلاس کامپیوتر کلی ناله و زاری کردیم که یک عالمه سرچ و تحقیق و ...داریم.گفت ا مگه هنوز مثل قدیما پیک نوروزی می دهند؟
کی این کار رو می کنه؟![]()
دست آخر خودشم یه تحقیق کامپیوتری بهمون داد.![]()
من خوشحالم و کمی نگران.همان نگرانی همیشگی تمام اول مهرها.
هر دفعه توی این تعطیلات کارتم تموم می شد به خودم قول می دادم.دفعه ی دیگه هر ۱۰ ساعت کارت رو فقط سرچ علمی کنم و تحقیقاتم رو انجام دهم.اما باز همان آش بود و همان کاسه.![]()
وارد بلاگفا که می شدم بیرون اومدنم با خدا بود.بعدشم نه خودم حوصله داشتم و نه مونیتور رمق ادامه دادن داشت.![]()
فردا از ساعت ۸ تا ۳۰/۱۷کلاس دارم.![]()
![]()
دلم هوای دوستای دوران کاردانی رو کرده .موقع جشن فارق التحصیلی این شعر را تقدیمشون کردم.می دونم وزن موزونی نداره و استادم از اون ناراضی بود.ولی دوستام می گفتن تمام جشن یه طرف شعر تو هم یه طرف.
منتظر نظرای گلتون هستم.
"خداحافظ ولی یادت بماند..."
خداحافظ ولی یادت بماند تمام خاطراتت با دلم را
تمام ثانیه های نفس گیر و دریای غم بی ساحلم را
تمام بغض هایی که گه گاه میان چشم هامان داد می زد
و گاهی خنده هامان از ته دل کنار خستگی فریاد می زد
خداحافظ ولی یادت بماند تو گفتی دل به هر دل خوش نبندیم
تو گفتی مثل آدم برفی و سنگ به قلب زار آدم ها نخندیم
تو گفتی قلب و احساسی که داریم همان بهتر پس پرده گذاریم
همان بهتر اگر یک قلب داریم درونش عشق صدصاله بکاریم
خداحافظ ولی یادت بماند غریبه غربت اینجا قشنگ است
و حتما یاد زیبایت بماند به یاد تو در اینجا هیچ رنگ است
خداحافظ غرور لحظه هایم سکوت مبهم دیوانه وارم
خداحافظ ولی یادت بماند به یاد یاد شیرینت بمانم
"خداحافظ ولی یادت بماند..."![]()